alle
Indefinitpronomen۱. همه، تمام؛ هر، همه
Pl. (=> all, alles) attr.
همه بچه ها/ همه ی بچه های ما
alle Kinder/ alle unsere Kinder
همه امیدهایش
all(e) seine Hoffnungen
نمایندگان همه احزاب
Vertreter aller Parteien
از همه کشورهای جهان
aus allen Ländern der Erde
از همه طرف، از هر طرف
von allen Seiten
به هر وسیله ای، به هر وسیله ممکنی
mit allen möglichen Mitteln
هیچ کدام از این سه کلید (به قفل) نمی خورد
alle drei Schlüssel passen nicht
هیچ یک از اعتراضات اثر نداشت، همه اعتراضها بی اثر بود
akke Proteste haben nichts genützt
شروع هر کاری مشکل است
aller Anfang ist schwer
همه نوع کتاب
Bücher aller Art
مجموعا؛ روی هم رفته
alles in allem
موفق باشی (باشید)!
alles Gute!
همین بود؟
ist das alles?
هر چیزی حد و مرزی دارد
alles hat einmal seine Grenze
چه کارهایی انجام داده ای؟
was hast du alles gemacht?
به هر کار ممکنی دست زدن
alles Mögliche tun
همه ی چیزهایی که من شنیده ام
alles, was ich gehört habe
در هر صورت
auf alle Fälle
با عجله ی هر چه تمام تر
in aller Eile
با آرامش خاطر
in aller Ruhe
با کمال وضوح
in aller Deutlichkeit
در ملاء عام
in aller Öffentlichkeit
به هر وسیله ی ممکن
mit allen Mitteln
با وجود این
trotz allem
با وجود همه ی کوشش ها
trotz aller Mühe
به کسی خیلی (بیشتر از هر چیز) علاقمند بودن
jdn. über alles lieben
قبل از هر چیز؛ به خصوص
vor allem (vor allen Dingen)
قادر به هر کاری است؛ هر کاری از او بر می آید
er ist zu allem fähig
به حق چیزهای ندیده و نشنیده!؛ چه چیزهایی که وجود ندارد!
was es nicht alles gibt!
۲. همه؛ همه آنها، تمام آنها
subst.
همه موافق بودند
alle waren dafür
همه بجر من، بجر من همه
alle außer mir
همه کسانی که/ آنهایی که دعوت شده بودند
alle, die eingeladen waren
خیابانها همه، همه خیابانها
die Straßen alle
همه(ی آنها) را می شناسد
er kennt (sie) alle
با همه(ی آنها) دوست است
er ist mit allen befreundet
ما همه، همه ما
wir alle
دیگران همه، بقیه
alle anderen
همه با هم، متفقاً
alle miteinander; alle zusammen; alle auf einmal
۳. هر چهار نفر(شان)
alle vier usw.
جفتشان، هر دو تاشان، هر دو نفرشان، هر دو
[recht haben sie] alle beide ugs.
هر سه تای مان
alle drei von uns
۴. هر سه سال (یک بار)، سه سال در میان
alle drei Jahre usw.
یک روز در میان، دو روز به دو روز، هر دو روز یک بار
alle zwei Tage
هر چند متر، چند متر به چند متر
alle paar Meter
یک سال در میان؛ هر دو سال به دو سال
alle zwei Jahre
هر چند هفته (یک بار)
alle paar Wochen