یک کت و شلوار داده ام برایم بدوزند/ درست کننده [عا]
ich habe mir einen Anzug machen lassen برایت چیزی درست کنم بخوری؟
soll ich die etwas zu essen machen? رختخواب ها را درست/ مرتب/ جمع کردن
باید سقف را بدهیم درست/ تعمیر کنند
wir müssen das Dach machen lassen