die
Angst
die Ängste
Bedeutungen
- Beispieleترس سرش نمی شود، اصلاً نمی داند ترس یعنی چهer kennt keine Angstترسش رفته رفته ریخت/ از بین رفتdie Angst verlor sich nach und nachترسیدن (از)، واهمه/ ترس داشتن (از)؛ بیم/ باک داشتن (از) (کسی یا چیزی)(vor jdm. oder etwas) Angst haben (vor Dat.)کسی را ترساندن/ به وحشت انداختن/ ترس در دل کسی انداختناز (روی) ترسaus Angst [lügen]از ترسaus Angst vorاز ترس تنبیه شدن، از ترس اینکه تنبیه شودaus Angst, bestraft zu werdenاز ترس لرزیدنvor Angst zitternنزدیک بود از ترس بمیرد/ هلاک شود/ زهره اش آب شود/ زهره اش بترکد/ زهره ترک شود/ قالب تهی کندer wäre vor Angst fast gestorbenنترس! (نترسید)!keine AngstترسیدنAngst bekommenبه وحشت افتادنin Angst geratenمی ترسم، دلواپسم؛ دلم شور می زند، دلم شور افتاده است؛ دلهره دارمmir ist (es) Angst (und bange)