heraus
lokal۱. [بهطرفِ] بیرون
از تو، از داخل
von innen heraus
به طرف خیابان
nach vorn heraus [wohnen]
از این طرف می روند بیرون؟
geht es da heraus?
از روی احساس تنهایی
aus einem Gefühl der Verlassenheit heraus
(این کار) دیگه برای سن من نیست
aus diesem Alter bin ich heraus
خیلی وقت است که آپاندیسم را درآورده اند (عمل کرده اند)
mein Blinddarm ist schon lange heraus
کتاب جدید منتشر شده است؟ (به بازار آمده است؟)
ist das neue Buch schon heraus
هنوز معلوم نیست که آیا ...
es ist noch nicht heraus, ob ...
معلوم بودن؛ درآمدن؛ بیرون آمدن؛ خارج بودن؛ (منتشر شده) و در بازار بودن
heraus sein
پا شو!، از رختخواب بیا بیرون!
heraus aus dem Bett!
(صریح و) بی پرده، رک و راست، صاف و پوست کنده
frei heraus; gerade heraus; offen heraus; rund heraus
رد کن بیاید!، بده بیاید!؛ حرفت را بزن (خجالت نکش)!، بنال!، (نترس) بگو!
heraus damit! [mit dem Geld; mit der Sprache] ugs.
بیا بیرون!
raus!