solange
Konjunktion۱. تا وقتی که، تا زمانی که، مادامی که، تا؛ [نیز:] هر چه، هر قدر که
مثال ها:
تا وقتی که تب دارید نباید از تخت بیرون بیایید
solange Sie Fieber haben, müssen Sie im Bett bleiben
تا (وقتی که) زنده ام؛ [نیز:] در سراسر/ در طول/ در تمام (مدت) عمرم
solange ich lebe
تا (وقتی که) تلفن نکند نمی توانیم کاری کنیم
solange er nicht anruft, können wir nichts machen
تا می توانی بخواب، هر چه می توانی بخواب
schlaf, solange du kannst