Strecke
die۱. مسافت، فاصله؛ [نیز:] راه، جاده، مسیر، خط
مسافتی را پشت سر گذاشتن
eine Strecke zurücklegen
مسیر/ خط برلین ـ هامبورگ، مسافت بین برلین و هامبورگ
die Strecke Berlin-Hamburg
قسمتی از راه را همراه کسی رفتن
jdn. eine Strecke (Weges) begleiten
تمام راه را/ قسمتی از راه را پیاده رفتن
die ganze Strecke/ einen Teil der Strecke zu Fuß gehen
تا آنجا هنوز مقدار زیادی راه هست
es ist noch eine ganze Strecke bis dorthin
در این مسیر، در این قسمت از راه
auf dieser Strecke
اتومبیل درست در وسط جاده از کار افتاد
das Auto blieb mitten auf der Strecke stehen
وسط جاده/ راه؛ [راه آهن:] خارج از ایستگاه، بین راه
auf freier Strecke
از دور خارج شدن
auf der Strecke bleiben
کسی را دستگیر کردن؛ کسی را از پا درآوردن، کسی را کشتن
jdn. zur Strecke bringen
حیوانی را شکار کردن
ein Tier zur Strecke bringen
[شکار:] شکار کردن، زدن؛ [تبهکار:] دستگیر کردن، گرفتن؛ [حریف:] از پا درآوردن، از میدان به در کردن
zur Strecke bringen