der
Schutz
die Schutz · des Schutzes
Bedeutungen
- Beispieleاز حمایت قانون برخوردار بودنden Schutz des Gesetzes genießenتحت حمایت کسی بودن، از حمایت کسی برخوردار بودنunter jds. Schutz stehenبا حمایت پلیس، در حالی که پلیس از او محافظت می کردunter dem Schutz der Polizeiبا حمایت/ با پشتیبانی آتش توپخانهunter dem Schutz des Artilleriefeuersجهت حفاظت از مرزها، برای دفاع از مرزهاzum Schutz der Grenzen [Truppen mobilisieren](دارویی) برای جلوگیری از/ مصونیت از/ ایمنی در برابر سرماخوردگیآن سقف آنان را از هوای طوفانی محفوظ/ مصون نگه می داشت، سرپناه خوبی در برابر هوای طوفانی بوداز کسی دفاع/ طرفداری/ جانبداری/ کردن، طرف کسی را گرفتنjdn. in Schutz nehmenدر این مورد باید به او حق بدهم/ از او دفاع کنمda muss ich ihn in Schutz nehmen(به کسی) پناه بردن؛ (از کسی) حمایت خواستن/ طلبیدن(bei jdm.) Schutz suchenﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ/ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻥjdn. in seinen Schutz nehmenدر پناه تاریکیunter dem Schutz der Dunkelheitدر تاریکی ﺷﺐ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪsie entkamen im Schutz der Dunkelheitدارویی ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﻮﻧﯿﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺳﺮﺍﯾﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼein Mittel zum Schutz vor/ gegen Ansteckung