wort dictionary

Ferne

die
Plural: Fernen
Genitiv: NULL

۱. دوری؛ دور؛ دوردست؛ [نیز:] راهِ دور؛ آیندۀ دور؛ گذشتۀ دور؛ فاصله ی دور (زمانی؛ مکانی)؛ بُعد

مثال‌ ها:

از دور/ از دوردستها صدای تیری به‌گوش‌رسید

in der Ferne war ein Schuss zu hören

دوردستها را نگاه‌کردن

in die Ferne blicken

از دور نظاره‌کردن

aus der Ferne betrachten

سلامی از راهِ دور/ از کشوری دوردست

ein Gruß aus der Ferne

به‌آینده‌ها/ به‌آیندۀ بسیار دور موکول‌شدن

in weite Ferne rücken

چیزی یا کسی را از دور پاییدن (مشاهده کردن)

etwas oder jdn. aus der Ferne beobachten

در آینده ی دور، در گذشته ی دور

in weiter Ferne