wort dictionary

kaum

modal

۱. هم [+ نفی]

(etwas weniger als, nicht einmal)

Beispiele:

یک هفته هم وقت صرف این کار نکرد

er hat dazu kaum eine Woche gebraucht

ارتفاع این دیوار به سه متر هم نمی رسد

die Mauer ist kaum zwei Meter hoch

این که شکم مورچه را هم سیر نمی کند

davon wird ja kaum eine Fliege satt

یک ساعت هم طول نمی کشد

es dauert kaum eine Stunde

۲. تقریبا هیچ، تقریبا نه؛ نه چندان، نه آنقدرها؛ بسیار کم؛ کمتر

(nur sehr wenig, fast gar nicht)

Beispiele:

تقریبا هیچ نخوابیده بود

er hatte kaum geschlafen

تاسیسات صنعتی آنجا (چندان) قابل ذکر نیست

dort gibt es kaum Industrie

قدش از من چندان/ آنقدرها بزرگتر نیست

er ist kaum größer als ich

وضع تغییر چندانی/ چندان تغییری/ آنقدرها تغییر نکرده است

die Situation hat sich kaum geändert

در این باره چندان اطلاعی نداریم/ چیز زیادی نمی دانیم

darüber wissen wir kaum etwas

دیگر وقتی/ وقت زیادی نداریم

wir haben kaum noch Zeit

دیگر بارانی نمی بارد، باران دیگر تقریبا بند آمده است

es regnet kaum noch

دیگر کمتر کسی هست که/ تقریبا کسی نیست که نتواند ...

es gibt kaum noch jemanden, der nicht ... kann

چنین چیزی بسیار کم پیش می آید/ تقریبا هیچ وقت پیش نمی آید

so etwas kommt kaum vor

به احتمال زیاد دیگر نخواهد آمد

sie wird kaum noch kommen

می شود گفت اصلا نخوابیده ام

ich habe kaum geschlafen

آیا او امروز می آید؟ - فکر نمی کنم!

kommt sie heute noch? - wohl kaum!

این دو فرق چندانی با هم ندارند

die beiden unterscheiden sich kaum voneinander

چندان علایق مشترکی ندارند

sie haben kaum gemeinsame Interessen

به ندرت در خانه است

sie ist kaum zu Hause

۳. مشکل؛ به زحمت؛ به سختی

(nur mit Mühe, fast nicht)

Beispiele:

این را مشکل می توان باور کرد/ تقریبا باور نمی توان کرد، باورکردنی نیست!

es/ das ist kaum zu glauben!

به سختی (به زور) راه می روم

ich kann kaum gehen

بعید به نظر می رسد

es ist kaum möglich

۴. همین که، تا، به محض آنکه؛ هنوز ... نه

(gerade in dem Augenblick)

Beispiele:

همین که (پایش) به خانه رسید/ هنوز به خانه نرسیده (بود که) به من تلفن کرد

kaum war er zu Hause, rief er mich an

هنوز نیامده (بود که) بگومگو شروع شد

kaum dass er hier war, begann die Auseinandersetzung

هنوز پایش را از در بیرون نگذاشته بود که تلفن زنگ زد

er war kaum aus der Tür, als das Telefon klingelte