wort dictionary

Familie

die
Plural: Familien
Genitiv: NULL

۱. خانواده؛ زن و بچه؛ اهل بیت؛ فامیل، فک و فامیل [عا]؛ [نیز:] خاندان؛ تبار؛ ایل؛ طایفه

Beispiele:

خانوادۀ مولر، مولر اینها [عا]

(die) Familie Müller; die Müllers

تشکیلِ خانواده دادن، خانواده‌ای تشکیل‌دادن

eine Familie gründen

زن و بچه داشتن، عیال‌وار‌بودن، عائله مند بودن

Familie haben

خانوادۀ پنج‌نفره

eine fünfköpfige Familie

دیگر تقریباً جزوِ خانواده است

er gehört schon fast zur Familie

کودکانِ (خانواده‌های) فقیر

Kinder aus armen Familien

خانوادۀ ثروتمندی دارد

sie kommt aus einer reichen Familie

Wendungen:

(برای همه) پیش‌می‌آید، عیبی ندارد، برای هر کسی ممکن است پیش بیاید

das kommt in den besten Familien vor ugs.

(این خصوصیت) ارثی است

das liegt in der Familie

جای دوری نمی‌رود، این موضوع پیش خودمان می ماند

es/ das bleibt in der Familie

۲. تیره، رده

(Familia)

۳. خانواده