scheuen
schwaches Verb۱. گریزان بودن از، پرهیز داشتن از، روگردان بودن از؛ فروگذار نکردن از، دریغ/ مضایقه نداشتن از؛ به جان خریدن، تن (در) دادن به
[hat]
از هیچ هزینه ای رو گردان نبودن/ فروگذار نکردن/ دریغ نداشتن
keine Kosten scheuen
برای کمک به او از هیچ کوششی/ فداکاری ای فروگذار نمی کردند
sie scheuten keine Mühe/ Opfer, um ihm zu helfen
آن راه دراز را به جان خرید
er scheute den langen Weg nicht
از درگیری اجتناب کردن
Auseinandersetzungen scheuen
از هر گونه درگیری گریزان است
er scheut jede Auseinandersetzung
از هیچ زحمتی/ کوششی فروگذار نکردن
keine Mühe scheuen
مارگزیده از ریسمان سیاه می ترسد
ein gebranntes Kind scheut das Feuer
۲. ابا داشتن (از)، اکراه داشتن (از)؛ [نیز:] ترسیدن (از)، واهمه داشتن (از)، هراسیدن (از)، باکی نداشتن (از)، هراس داشتن (از)
sich scheuen (vor)
از چیزی هراس/ واهمه داشتن
sich vor etwas scheuen
می ترسد (از اینکه) حقیقت را به او بگوید
er scheut sich (davor), ihr die Wahrheit zu sagen
هر کاری از او بر می آید، از هیچ کاری ابا ندارد
er scheut sich vor nichts (auch abwertend)
من ابا ندارم (از اینکه) از او تقاضای کمک کنم
ich scheue mich nicht, ihn um seine Hilfe zu bitten
۳. رم کردن، رمیدن، ترسیدن
[hat]; itr. (Pferd usw.)