wort dictionary

ersuchen

transitiv

۱. تقاضاکردن از، تقاضاداشتن از، متمنی/ خواهشمندبودن از، تمنا/ استدعا/ درخواست کردن از (رسما)

[hat]

مثال‌ ها:

تقاضا می‌شود/ متمنی است قدری حوصله کنید

wir ersuchen Sie um Geduld

خواهشمند است/ تمنا داریم این مبلغ را بلافاصله حواله فرمایید

wir ersuchen Sie (darum), den Betrag sofort zu überweisen

مصراً درخواست تقاضا کردن

dringend ersuchen

درخواست پناهندگی کردن

um Asyl ersuchen

از کسی درخواست (تقاضای) چیزی را کردن

jdn. um etwas ersuchen