wort dictionary

Waffe

die
Plural: Waffen
Genitiv: NULL

۱. سلاح، اسلحه؛ جنگ افزار؛ حربه [مج]

مثال‌ ها:

سلاح به دست

mit der Waffe in der Hand

اسلحه (به همراه) داشتن

eine Waffe bei sich tragen

دست به اسلحه بردن

zur/ nach der Waffe greifen

عبارات کاربردی:

کسی را به خدمتِ زیرِ پرچم فرا خواندن

jmdn. zu den Waffen rufen

جنگ قطع شده است؛ آتش بس است

die Waffen schweigen

کسی را با حربۀ خودِ او شکست دادن

jmdn. mit seinen eigenen Waffen schlagen

دست از جنگ کشیدن، به جنگ خاتمه دادن

die Waffen niederlegen

تسلیم شدن، دست از جنگ کشیدن؛ [نیز:] منصرف شدن، لُنگ انداختن [عا]

die Waffen strecken

آغاز به جنگ کردن؛ [نیز:] دست به قیامِ مسلحانه زدن

zu den Waffen greifen