Verkehr
der۱. رفت و آمد، عبور و مرور، آمد و رفت؛ آمد و شد؛ ایاب و ذهاب؛ [نیز:] ترافیک؛ راهنمایی (و رانندگی)
Straßenverkehr usw.
رفت و آمد ممنوع
für den Verkehr gesperrt
عبور و مرور به وسیلۀ قطار و اتومبیل
der Verkehr auf Schiene und Straße
ترافیکِ سنگین / متراکم
starker/ dichter Verkehr
رفت و آمدِ اتومبیلی / کشتیی را ممنوع کردن
einen Wagen/ ein Schiff aus dem Verkehr ziehen
۲. حمل و نقل، نقل و انتقال
Güterverkehr usw.
۳. ارتباطات [مخابراتی]
Funkverkehr usw.
۴. مبادلات [پستی]
Postverkehr usw.
۵. مکاتبات، نامه نویسی
Briefverkehr usw.
۶. مبادلات [تجاری]، معاملات، مراودات؛ داد و ستد، بازرگانی، تجارت
Geschäftsverkehr usw.
۷. نقل و انتقالات [مالی]؛ مبادلات [بانکی]
Zahlungsverkehr, Geldverkehr usw.
اسکناسهایی را از گردش خارج کردن / به جریان انداختن
Banknoten aus dem Verkehr ziehen/ in Verkehr bringen
۸. رفت و آمد، معاشرت، مراوده، حشر و نشر؛ نشست و برخاست، مجالست؛ هم صحبتی
Umgang, Verbindung
(با دیگران) کم رفت و آمد داشتن
Wenig Verkehr (mit anderen Menschen) haben
تنها هم صحبتِ ما
Unser einziger Verkehr
۹. آمیزش [جنسی]؛ نزدیکی، مقاربت
Geschlechtsverkehr
۱۰. ترابری
[Bauingenieurwesen]