Lohn
derPlural: Löhne
Genitiv: es
۱. دستمزد، مزد، اجرت، حقوق؛ [مج نیز:] پاداش، اجر، عوض؛ سزا، تلافی
مثال ها:عبارات کاربردی:
دستمزد کمی گرفتن
niedrige Löhne bekommen
دستمزد بیشتری خواستن
höhere Löhne fordern
به سزای/ به پاداش عمل خود رسیدن
seinen (gerechten) Lohn empfangen (iron.)
به عنوان پاداش؛ [مج:] به تلافی، در عوض
zum Lohn
پیش کسی کار کردن، مزدبگیر کسی بودن
bei jdm. in Lohn stehen
نان کسی/ خود را بریدن
jdn./ sich um Lohn und Brot bringen