Alle Treffer für „Mühe“dieMüheNomendie MühenBedeutungen۱. زحمت؛ [نیز:] کوشش، سعی، تلاش، تقلاBeispieleبسیار به زحمت، با زحمت زیاد/ فراوانmit viel/ großer Müheبه سختی، با زحمتnur mit Müheهر گونه زحمتی را به جان خریدن (برای اینکه)، از هیچ کوششی فروگذار نکردن (تا)keine Mühe scheuen (zu)به زحمتش نمی ارزدes lohnt nicht die Mühe; dass ist die Mühe nicht wertWendungenبا هزار مکافات/ بدبختی، به زور، به هزار زحمت؛ در لحظه ی آخرmit Mühe und Notsich Mühe geben/ machen۲. سعی کردن، تلاش کردن، به خود زحمت دادن، زحمت کشیدن، زور زدن [عا]jdm. Mühe machen۳. برای کسی ایجاد زحمت کردن، برای کسی مشکل/ زحمت/ دردسر درست کردنKI-Erklärung KI