wort dictionary

weg

modal

۱. کنار؛ دور؛ رفته؛ غایب

Beispiele:

(از آنجا) برو کنار!

weg da!

دست به (ابزارها) نزن!

Hände/ Finger weg (von den Werkzeugen)!

(از اینجا) بروید! بزنید به چاک! دیگر نبینمتان!

weg mit euch!

این آت و آشغالها را از اینجا بردار / بینداز دور

weg mit dem alten Zeug!

دیگر معطل نکنیم، زود بزنیم به چاک!

nichts wie weg!

کلیدم (پیدایش) نیست / غیبش زده

mein Schlüssel ist weg

دیگر باید بروم

ich muss weg ugs.

وقتی که رسیدم قطار دیگر رفته بود / حرکت کرده بود

der Zug war schon weg, als ich ankam

دیگر درد نمی کند، دردش قطع شده

die Schmerzen sind weg