wort dictionary

wohl

modal

۱. خوب؛ خوش؛ بخوبی

gut

مثال‌ ها:

این را خیلی هم خوب می داند

er weiß es sehr wohl

من حرفت را خوب می فهمم؛ من حالِ تو را خوب درک می کنم

ich verstehe dich sehr wohl

من بخوبی به این امر واقفم

ich bin mir dessen wohl bewusst

کاملاً سنجیده

wohl überlegt

حالم خوش / خوب نیست

mir ist nicht wohl; ich fühle mich nicht wohl

تهِ دلم چندان راضی به این کار نیست

mir ist nicht recht wohl dabei

اینجا در مونیخ به شما خوش می گذرد؟

fühlen Sie sich wohl hier in München?

من در حضورِ او راحت نیستم / احساسِ ناراحتی می کنم

in seiner Gegenwart fühle ich mich nicht wohl

عبارات کاربردی:

خوشا به حالِ کسی که ...

wohl dem, der ... geh.

خواهی نخواهی، خواه و نا خواه، دیر یا زود

wohl oder übel

۲. لابد؛ چه بسا

vermutlich

مثال‌ ها:

لابد از قبل خبر داشته است

er wusste es wohl schon

لابد همین طور است

das wird wohl so sein

لابد شوخی می کنید، نکند شوخی می کنید

Sie scherzen wohl!

امکانش چه بسا هست / باید زیاد باشد

das ist wohl möglich

خیال نمی کنم

wohl kaum

یعنی می داند که ...؟

ob er wohl weiß, dass ...?

۳. در حدودِ، تقریباً

ungefähr

مثال‌ ها:

باید یک سالی / حدودِ یک سال از آن وقت گذشته باشد

das wird wohl ein Jahr her sein

۴. درست است که، البته، گو اینکه

zwar

مثال‌ ها:

درست است که به او قول داده ام بروم ولی ...

wohl habe ich ihm versprochen hinzugehen, aber ...