wort dictionary

beiseite

lokal

۱. کنار؛ به کناری؛ در کناری؛ دور؛ جدا

zur Seite

مثال‌ ها:

کتاب را کنار/ به کناری گذاشتن

das Buch beiseite legen

کنار/ به کناری پریدن

beiseite springen

کنار/ در کناری ایستاده بود [نیز مج]

er stand beiseite

همیشه کناره می گرفت/ خود را کنار می کشید

er heilt sich immer beiseite

شوخی به کنار؛ از شوخی گذشته!؛ بدون شوخی!

Spaß/ Scherz beiseite!

تشریفات را کنار بگذاریم!

lassen wir die Formalitäten beiseite!

۲. (پول) کنار گذاشتن،‌ پس انداز کردن

(Geld) beiseite legen

۳. در پسله چیزی گفتن، در پسله حرف زدن

beiseite sprechen