Sorte
diePlural: Sorten
Genitiv: NULL
۱. نوع، قسم، رقم، جور؛ [نیز:] قبیل، رده، جنس، قماش [تحق]
مثال ها:
نوع به خصوص ملایمی از قهوه
eine besonders milde Sorte von Kaffee
انواع سیب، انواع و اقسام سیب
viele Sorten Äpfel
بسیار مرغوب، ممتاز، اعلاء
beste/ erste Sorte
این قبیل/ این نوع آدم ها، آدم هایی از این قبیل/ از این قماش
diese Sorte Mensch [findet man überall]
حقه باز درجه ی یک، از آن حقه بازها [عا]
ein Schwindler übelster Sorte
۲. ارز، پولِ خارجی
Pl. (Devisen)