wort dictionary

umso

Konjunktion

۱. به این دلیل؛ به همان اندازه، همان قدر هم

Beispiele:

آن وقت زودتر به خانه خواهیم رسید

[wir fahren schon früh am Nachmittag zurück,] umso eher sind wir zu Hause

و به همین دلیل مهم این است که

umso wichtiger ist es, dass

آن روز به خصوص به این دلیل برای این کار مناسب بود که ...

der Tag war umso geeigneter dafür, als ...

و از این بدتر وقتی خواهد بود که ...

umso schlimmer ist es, wenn ...

هر چه بیشتر بهتر!

je mehr, umso besser

هرچه بزرگتر بهتر!

je größer, umso besser!

هرچه زودتر حرکت کنیم (به همان نسبت) زودتر می رسیم

je früher wir losgehen, umso früher sind wir da

Wendungen:

دیگر بدتر!

umso schlimmer!

چه بهتر!، فبها!

umso besser!