Zusammenhang
der۱. ارتباط؛ رابطه، ربط؛ بستگی؛ [نیز:] (به هم) پیوستگی؛ تداوم
innere Verbindung
بینِ این دو مسأله ارتباطِ / رابطۀ نزدیکی هست، این دو مسأله با هم بستگیِ نزدیک دارند
zwischen diesen Problemen besteht ein enger Zusammenhang
ارتباطِ / پیوستگیِ رویدادهای تاریخی (با یکدیگر)
die historischen Zusammenhänge
ارتباطِ کلی ترِ قضایا
die größeren Zusammenhänge
این مقاله پیوستگی ندارد / از هم گسیخته است / نا مربوط است
der Artikel hat keinen Zusammenhang
در ارتباط با این موضوع؛ در این رابطه؛ در این زمینه
in diesem Zusammenhang
در ارتباط با، در رابطه با
in Zusammenhang mit
به هم مرتبط دانستن؛ به هم ارتباط / ربط دادن
[zwei Ereignisse] miteinander in Zusammenhang bringen
ربط / ارتباط داشتن با، در ارتباط بودن با
im Zusammenhang stehen mit
۲. بافتِ متن؛ بافت؛ متن؛ سیاقِ عبارت؛ فحوای کلام
einer Textstelle
خارج از بافتِ متن
außerhalb des Zusammenhangs
این جمله را از بافتِ متن جدا کرده اند
dieser Satz ist aus dem Zusammenhang gerissen