Münze
diePlural: Münzen
Genitiv: NULL
۱. سکه
Geldstück
Beispiele:Wendungen:
سکه زدن
Münzen prägen
نقد پرداخت کردن
in klingender Münze bezahlen
پول نقد، نقدینه
klingende Münze
چیزی را سریع (بی چون و چرا؛ ساده لوحانه) باور کردن/ جدی گرفتن، چیزی باور کسی شدن
etwas für bare Münze nehmen
کاری را (عیناً) سر کسی تلافی کردن، تلافی چیزی را سر کسی درآوردن، حق کسی را کف دستش گذاشتن، با کسی معامله به مثل کردن
jdm. etwas mit gleicher Münze heimzahlen
۲. ضرابخانه
Münzanstalt