nehmen
nimmt · nahm · hat genommen
Bedeutungen
- Beispieleپالتویش را برداشت و رفتer nahm seinen Mantel und gingاین کتاب ها را بر می دارم [تا آن ها را نگهداری کنم]ich nehme die Bücher an michکوله پشتی را (برداشتن و به) روی پشت خود گذاشتنden Sack auf den Rücken nehmenچیزی را از (توی/ داخل) یخچال برداشتنetwas aus dem Kühlschrank nehmenکیف پول را از کیف بیرون آوردنdas Portemonnaie aus der Tasche nehmenکیف را (برداشتن و) به زیر بغل گرفتن/ زدنdie Tasche unter den Arm nehmen
- die Angst von jdm. nehmen u.Ä.۵. از میان بردن، برطرف کردن؛ زایل کردن؛ کسی را از چیزی نجات/ رهایی دادن