Gas
dasPlural: Gase
Genitiv: es
۱. گاز
allg.
Beispiele:
گازهای سمی
giftige Gase
با گاز غذا پختن
mit Gas kochen
(شیرِ) گاز را باز کردن/ بستن
das Gas andrehen/ abdrehen
دیگ را روی گاز گذاشتن/ از روی گاز برداشتن
den Topf aufs Gas setzen/ vom Gas nehmen
گاز کشیدن، لوله کشیِ گاز کردن
Gas legen
سیب زمینی ها را روی (اجاق) گاز گذاشتن
die Kartoffeln aufs Gas setzen
سیب زمینی ها را از روی (اجاق) گاز برداشتن
die Kartoffeln vom Gas nehmen
۲. گاز دادن (در رانندگی)
Gas geben (Auto)
Beispiele:
پا را از روی گاز برداشتن، دیگر گاز ندادن، سرعت را کم کردن
Gas wegnehmen
حسابی گاز دادن، پا روی گاز گذاشتن؛ سرعتِ خود را زیاد کردن
aufs Gas treten