wort dictionary

Entscheidung

die
Plural: Entscheidungen
Genitiv: NULL

۱. تصمیم؛ تصمیم‌گیری، اخذِ تصمیم؛ [نیز:] حکم (قطعی)، رأی؛ انتخاب؛ نتیجۀ نهایی (مسابقه)

Beispiele:

تصمیم‌گرفتن/ اتخاذکردن در موردِ، تصمیم‌گیری‌کردن/ اخذِ تصمیم به‌عمل‌آوردن در موردِ

eine Entscheidung treffen über Akk.

هنوز تصمیمی گرفته نشده‌است/ اخذِ تصمیم به‌عمل‌نیامده‌است؛ هنوز نتیجۀ نهایی معلوم/ اعلام نشده‌است

die Entscheidung ist noch nicht gefallen

چه تصمیمی گرفت؟ نتیجۀ تصمیم‌گیریش چه شد؟

wie ist seine Entscheidung ausgefallen

تصمیم/ تصمیم‌گیری/ انتخاب با شماست

die Entscheidung liegt bei Ihnen

باید تصمیمش را می‌گرفت که... یا نه، یکی از این دو راه را ناچار بود انتخاب کند:...

er stand vor der Entscheidung, ob ...

حکمِ دادگاه، رأی

eine gerichtliche Entscheidung

مسابقۀ نهایی، مسابقه برای تعیینِ نتیجۀ نهایی

Kampf um die Entscheidung

به تصمیم اعتراض کردن

gegen eine Entscheidung Einspruch erheben

تصمیمی اتخاذ کردن

eine Entscheidung treffen

تصمیم گرفته شد (قطعی شد)

die Entscheidung ist gefallen

بر سر تعیین برنده ی نهایی مسابقه بازی کردن

um die Entscheidung spielen