gerichtlich
Adjektiv۱. قضایی؛ قانونی؛ دادگاهی؛ مربوط به دادگاه
(Beschluss, Verfolgung, Medizin usw.)
۲. از طریقِ قضایی، از راهِ قانون، بهطورِ قانونی، از طریق دادگاه
adv.
Beispiele:
از کسی بهدادگاه شکایتبردن، علیهِ کسی اقامۀ دعوی کردن/ اقداماتِ قانونی بهعملآوردن
jmdn. gerichtlich verklagen; gegen jmdn. gerichtlich vorgehen
Grammatik
| POSITIV | gerichtlich |
| KOMPARATIV | gerichtlich |
| SUPERLATIV | gerichtlich |