Charakter
der۱. شخصیت؛ روحیه، روحیات، اخلاق، خلق، خو، خلقیات، خصوصیات اخلاقی؛ خصلت، طبیعت؛ [نیز:] جنبه، اراده، قدرت روحی، ثبات قدم؛ منش؛ طبع؛ ماهیت؛ نهاد
einer Person
شخصیتشان/ روحیاتشان کاملاً متفاوت است
ihre Charaktere sind grundverschieden
خصلت واقعی/ ماهیت خود را آشکار کردن
seinen wahren Charakter zeigen
آدم دورویی بودن
einen unaufrichtigen Charakter haben
آدم با اراده ای بودن
einen starken Charakter haben
مرد با اراده/ پر جنبه/ ثابت رای/ با شخصیت
ein Mann von Charakter
جنبه ندارد، آدم متزلزلی است، دم دمی مزاج است؛ آدم بی ثباتی (سست عنصری) است
er hat keinen Charakter
ثبات قدم نشان دادن
Charakter beweisen
خصلت اجتماعی
gesellschaftlicher Charakter
آدم ضعیف النفسی است
er hat einen schwachen Charakter
۲. خصوصیات؛ ویژگی (ها)، مختصات، خصایص، صفات، مشخصه؛ جنبه، صورت، شکل
unz. (einer Gruppe, Sache)
خصوصیات یک خط/ ملت/ شهر
der Charakter einer Handschrift/ eines Volkes/ einer Städt
جنبه محرمانه مذاکرات
der vertrauliche Charakter der Verhandlungen
جنبه سیاسی داشتن
politischen Charakter haben/ tragen
۳. حروف
Pl.; veraltet (Schriftzeichen)