wort dictionary

sowieso

۱. خواه ناخواه، در هر حال، به هر حال، در هر صورت، به هر صورت، خود به خود

مثال‌ ها:

عجله نکن ما در هر حال دیر می رسیم

mach langsam, wir kommen sowieso zu spät

عبارات کاربردی:

آقای فلان

Herr Sowieso

این که هیچ، این که معلوم است

(das) sowieso! ugs.