rütteln
schwaches Verb۱. چیزی را تکان دادن/ تکان تکان دادن
[hat]; rütteln an Dat.
مثال ها:عبارات کاربردی:
کسی را تکان دادن و (از خواب) بیدار کردن
jdn. aus dem Schlaf rütteln
شانه های کسی را تکان دادن
jdn. an den Schultern rütteln
توفان پنجره ها را تکان تکان می دهد
der Sturm rüttelt an den Fenstern
چاره ای نیست، همین است که هست، کاریش نمی شود کرد (تغییری در آن نمی شود داد)
daran ist nicht zu rütteln!
۲. تکان تکان خوردن
[hat]; itr. (Wagen usw.)