• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    kenntlich

    Adjektiv

    ۱. قابل تشخیص، قابل شناسایی

    مثال‌ ها:

    (چیزی را) مشخص کردن؛ علامت گذاری/ نشانه‌گذاری کردن

    (etwas) kenntlich machen

    Grammatik

    POSITIVkenntlich
    KOMPARATIVkenntlicher
    SUPERLATIVam kenntlichsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی