• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    hermetisch

    Adjektiv

    ۱. غیر قابل نفوذ، کیپ؛ غیر قابل عبور

    مثال‌ ها:

    محوطه ای را به کلی بستن (و اجازه ی ورود کسی را به آن ندادن)

    ein Gelände hermetisch abriegeln

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی