wort dictionary

hermetisch

Adjektiv

۱. غیر قابل نفوذ، کیپ؛ غیر قابل عبور

Beispiele:

محوطه ای را به کلی بستن (و اجازه ی ورود کسی را به آن ندادن)

ein Gelände hermetisch abriegeln