hereinholen
schwaches Verb۱. به داخل آوردن، از جایی به داخل آوردن، به چنگ آوردن
[hat]
مثال ها:
کفشهایت را بیار داخل، آنها زیر باران خیس می شوند
hole deine Schuhe herein, sie werden naß unter dem Regen!
شرکتش یک سفارش بزرگ را به چنگ آورد
seine Firma hat einen großen Auftrag hereingeholt
۲. جبران کردن، به دست آوردن
[hat]
مثال ها:
من ضرر هایم را از راه دیگری جبران خواهم کرد
ich werde meine Verluste auf anderer Weise hereinholen