wort dictionary

geheim

Adjektiv

۱. محرمانه، سرّی

(Befehl, Verhandlung, Dokument usw.)

مثال‌ ها:

خیلی (کاملاً) محرمانه

streng geheim!

مخفی نگهداشتن

geheim halten

چیزی را از کسی پنهان داشتن

etwas vor jdm. geheim halten

۲. مخفی؛ زیرزمینی؛ سرّی

Organisation usw.

۳. نهفته؛ پوشیده؛ مکتوم؛ پنهان؛ نهان؛ [نیز:] درونی، باطنی؛ در دل

(Wunsch, Kummer usw.)

۴. مخفیانه، پنهانی، در خفا، در نهان، نهانی، در خلوت، خلوتی [عا]؛ [نیز:] در باطن، در دل، در درون

im Geheimen

۵. مرموز، اسرارآمیز؛ غیبی

rätselhaft

۶. ضمنی، تلویحی

stillschweigend

Grammatik

POSITIVgeheim
KOMPARATIVgeheimer
SUPERLATIVam geheimsten