• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    banal

    Adjektiv

    ۱. پیش پا افتاده؛ مبتذل، بی مزه، خنک، لوس؛ جلف؛ بی معنی؛ بی روح

    مثال‌ ها:

    چیزی را به ابتذال کشیدن

    etwas ins Banale ziehen

    Grammatik

    POSITIVbanal
    KOMPARATIVbanaler
    SUPERLATIVam banalsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی