ausnützen
transitiv۱. استفاده (کامل) کردن از؛ بهره برداری کردن از، سود/ بهره جستن از
[=> ausnutzen] Gelegenheit, Vorteil; Energie usw.; [*][hat]
مثال ها:
از وقت خود کمال/ حداکثر استفاده را کردن
seine Zeit voll ausnutzen
فرصت را غنیمت شمردن
die Gelegenheit ausnutzen
۲. سوءاستفاده کردن از
Arbeiter, jmds. Gutmütigkeit usw.; [*][hat]
مثال ها:
از چیزی یا کسی سوء استفاده کردن
etwas oder jdn. ausnutzen