anfangs
temporal۱. (در) ابتدا، اول [عا]، در بدو امر، نخست، در آغاز، اوایل، اولش [عا]
مثال ها:
ابتدا باورم نمی شد
ich wollte es anfangs nicht glauben
۱. (در) ابتدا، اول [عا]، در بدو امر، نخست، در آغاز، اوایل، اولش [عا]
ابتدا باورم نمی شد
ich wollte es anfangs nicht glauben