wort dictionary

Überzeugung

die
Plural: Überzeugungen
Genitiv: NULL

۱. عقیده؛ اعتقاد؛ [نیز:] اطمینان، یقین؛ معتقدات

مثال‌ ها:

من معتقدم/ عقیده دارم/ بر این عقیده ام که

ich bin der Überzeugung, dass

به این امر اعتقاد کامل داشت/ کاملاً معتقد بود

das war seine feste Überzeugung

ما به این عقیده رسیده ایم/ معتقد شده ایم/ یقین حاصل کرده ایم که

wir sind zu der Überzeugung gekommen/ gelangt, dass

معتقدات سیاسی/ دینی

politische/ religiöse Überzeugungen

بر خلاف اعتقاد خود عمل کردن

gegen seine Überzeugung handeln

کاری را از روی اعتقاد انجام دادن، به کاری اعتقاد داشتن

etwas aus Überzeugung tun