• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    Stau

    der
    Plural: Staue, Staus
    Genitiv: (e)s

    ۱. راه بندان؛ سد، بند

    Autostau

    مثال‌ ها:

    به راه بندان خوردن، در راه بندان، توی راه بندان گیر کردن

    in einen Stau geraten; im Stau stehen

    راه بندان شد

    es bildete sich ein Stau

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی