Neugier
diePlural: Neugier
Genitiv: NULL
۱. کنجکاوی
مثال ها:
(فقط) از روی کنجکاوی
aus (reiner) Neugier
کسی را کنجکاو کردن، کنجکاوی کسی را برانگیختن
jds. Neugier erregen
این (موضوع؛ مطلب؛ چیز) حس کنجکاوی ام را تحریک می کند
das erregt/ weckt/ reizt meine Neugier