• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    Bursche

    der
    Plural: Burschen
    Genitiv: n

    ۱. پسر، جوان، جوانک؛ [نیز:] آدم؛ پسرک، مردک،‌ مردکه؛ نوکر؛ پسربچه

    مثال‌ ها:

    آدم ناجور است

    er ist ein übler Bursche

    ۲. گماشته (ارتش)

    ۳. خدمتکار (هتل)

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی