Bursche
derPlural: Burschen
Genitiv: n
۱. پسر، جوان، جوانک؛ [نیز:] آدم؛ پسرک، مردک، مردکه؛ نوکر؛ پسربچه
Beispiele:
آدم ناجور است
er ist ein übler Bursche
۲. گماشته (ارتش)
۳. خدمتکار (هتل)
۱. پسر، جوان، جوانک؛ [نیز:] آدم؛ پسرک، مردک، مردکه؛ نوکر؛ پسربچه
آدم ناجور است
er ist ein übler Bursche
۲. گماشته (ارتش)
۳. خدمتکار (هتل)