die
Kenntnis
die Kenntnisse
Bedeutungen
- Beispieleبدون اطلاع منohne meine Kenntnisاطلاعی نداشتن/ بی اطلاع بودن/ بی خبر بودن از، چیزی را ندانستنkeine Kenntnis haben vonتا آنجا که من اطلاع دارم/ مطلعم/ خبر دارم/ می دانمnach meiner Kenntnisدر این مورد اطلاعی ندارم، از حدود اطلاع من خارج استdas entzieht sich meiner Kenntnisاز چیزی اطلاع حاصل کردن/ مطلع شدن؛ چیزی را ملاحظه نمودن، چیزی را ملاحظه کردنکسی را در جریان چیزی قرار دادن، کسی را از چیزی باخبر کردن/ مطلع کردن/ آگاه ساختن، چیزی را به اطلاع کسی رساندنتوجهی به کسی نکردنjdn. nicht zur Kenntnis nehmenبه چیزی توجه کردنvon etwas Kenntnis nehmen