wort dictionary

weggehen

intransitiv

۱. [از جایی] رفتن، [جایی را] ترک کردن

sich entfernen

Wendungen:

حرفش را هم نمی خواهم بشنوم، راحتم بگذار، دست از سرم بردار

geh mir bloß weg damit!

۲. (از خانه) بیرون رفتن؛ گردش رفتن

ausgehen

۳. از بین رفتن، پاک شدن، رفتن

Flecken usw.

۴. به فروش رفتن

Ware