polizeilich
Adjektiv۱. [مربوط به] پلیس، شهربانی، پلیسی؛ [نیز:] قانوناً، به حکم قانون، از طرف پلیس
Beispiele:
تحت نظارت پلیس
unter polizeilicher Überwachung
محل سکونت جدید خود را به پلیس اطلاع دادن
sich polizeilich anmelden
... قانوناً مورد مجازات/ تحت تعقیب قرار می گیرد
... wird polizeilich bestraft/ verfolgt
(به حکم قانون) ممنوع است
polizeilich verboten
گواهی عدم سوء پیشینه
polizeiliches Führungszeugnis
Grammatik
| POSITIV | polizeilich |
| KOMPARATIV | polizeilich |
| SUPERLATIV | polizeilich |