wort dictionary

mehrere

Indefinitpronomen

۱. چندین؛ متعدد

Adj.; PL. einer größere Anzahl

Beispiele:

چندین روز/ ساختمان

mehrere Tage/ Häuser

چندین بار/ بار ها

mehrere Mal

چندین امکان/ معنا،‌ امکانات/ معانی متعدد

mehrere Möglichkeiten/ Bedeutungen

چندین نفر (از اعضا) در این باره سئوال کرده اند

es haben mehrere (Mitglieder) danach gefragt

۲. کارهایی، چندین کار؛ مطالبی، موضوعاتی، چندین مطلب/ موضوع، چیزهایی، چندین چیز

mehreres

Beispiele:

هنوز مطلبی هست که باید درباره اش صحبت کنیم

wir haben noch mehreres zu besprechen