auswählen
transitiv۱. انتخاب کردن، برگزیدن؛ اختیار کردن؛ دست چین کردن
[*][hat]
Beispiele:
من بهترین تابلو را (برای خودم) انتخاب کردم
ich habe (mir) das beste Bild ausgewählt
از میان متقاضیان دو نفر را انتخاب کردن
unter den Bewerbern zwei auswählen
گزیده/ منتخب/ گلچین آثار، آثار برگزیده/ منتخب
ausgewählte Werke