wort dictionary

Waagschale

die
Plural: Waagschalen
Genitiv: NULL

۱. کفۀ ترازو

Wendungen:

چیزی را بدقت سنجیدن / خوب سبک سنگین کردن؛ [نیز:] برای چیزی بیش از حد ارزش قائل شدن، به چیزی زیادی بها دادن

etwas auf die Waagschale legen (jmds. Worte usw.)

چیزی را بکار بردن / بستن، از چیزی استفاده کردن

etwas in die Waagschale werfen

بسیار مهم بودن، اهمیتِ بسزایی داشتن

schwer in die Waagschale fallen (Argument usw.)