Unsinn
derPlural: Unsinn
Genitiv: s
۱. مزخرف، چرند، بی ربط، حرفِ مفت، مهمل، هجو، لاطائلات؛ [نیز:] کارِ بی معنی / احمقانه؛ مسخرگی، لودگی
Beispiele:
مزخرف گفتن، حرفِ مفت زدن
Unsinn reden
مسخرگی کردن / در آوردن
Unsinn machen/ treiben
۱. مزخرف، چرند، بی ربط، حرفِ مفت، مهمل، هجو، لاطائلات؛ [نیز:] کارِ بی معنی / احمقانه؛ مسخرگی، لودگی
مزخرف گفتن، حرفِ مفت زدن
Unsinn reden
مسخرگی کردن / در آوردن
Unsinn machen/ treiben